ملا شيخعلى گيلانى

105

تاريخ مازندران ( فارسى )

چون فرهاد خان در مازندران آمد ، مير محمد همراه در آمل رفت و از آنجا به اتفاق سيد مظفر مرتضى فرار نمود و در بارفروشده ، سيد كمال الدين با بوداق بنه‌دار الوند سلطان و آقا جلال الدين رئيس را زده بود ، اين نيز علاوه از آمل فرار كردند . شد ثانى الحال ، چون فرهاد خان به مازندران آمد ، مير محمد از ترس به كربلا رفت همانجا فوت شد و مير كمال الدين در خدمت شاه بود و شاه جنت - مكان مىخواست كه نسل او را براندازد . وقتى از اوقات زرى به جماعت مازندرانيان داد و گفت در قسمت كردن به دو كمتر بدهيد تا وى با شما نزاع آغاز كرده ، درشت بگويد ، بزنيد و بكشيد . چنان كرده وى را كشتند و سه نفر پسران صغير او را نيز مقتول ساخته . پسر بزرگش - مير قوام الدين - فرار كرده ، به طرف هندوستان رفت . مير كمال الدين مادر سيد گته مير را كشته بود دشمنى از آنجا ناشى شده . شاه به سيد گته مير فرمود تا اولاد مير كمال الدين را بكشد . اين مير كمال الدين سودائى مزاج بىرحم بود . به گناه اندك سياست عظيم كردى . الحق كشتنى بود او . از فرقهء سادات عظام ديگر ابراهيم اهلمى بود كه نسب [ او ] به سادات مير بزرگى مىرسد . و اهلم - رستاق بلوكى است از بلوكات آمل در كنار ارش‌رود واقع . و ارش - رود سامان غربى مازندران و شرقى رستمدار است . و سامان شرقى مازندران رودخانهء كربند است كه در كنار كلباد كاين مىباشد . از اريشه‌رود تا كربندرود ، داخل مازندران است . اين اهلم رستاق ، ابا عن جد سادات و حكام مير بزرگى [ داشتند ] و ديگر حكام بديشان گذاشته ، طمعى نمىكردند . اين مير ابراهيم